ميرزا خانلرخان
164
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
آمدند . بعد ميرزا موسى نام حكيم قزوينى آمد و گفت : رضا قليخان مستشار عدليه عصر مىخواهد اينجا بيايد . گفتم : بسيار خوب . آنها رفتند . من نهار خوردم ، رفتم خدمت نواب و الا . احوالپرسى فرمودند . در باب تخفيف فخرآباد تربت عرض كردم . از خرابى بعضى دهات تربت آنچه بايدوشايد عرض كردم . فرمودند هرچه تو صلاح بدانى تخفيف مىدهم . عرض كردم : هفتاد و پنج تومان نقد و شش خروار تخفيف پارساله را مرحمت فرمائيد . فرمودند : بگو حكمش را بنويسند . در باب قريهء كامه هم فرمودند ، به ميرزا محمد على مىنويسم كمال رعايت بكند . مرخص شدم ، منزل آمدم . رقعهاى به منشىباشى نوشتم كه حكم تخفيف را بنويسد . بزار خواستم . جنس آورده براى لباس تابستانى به قدر پانزده تومان جنس براى قبا ارخالق و غيره گرفته ، به خياط دادم ، برد بدوزد . حاجى اسكندر خان آمد . تا قريب غروب نشست . چاى خورد ، رفت . روز چهارشنبهء چهارم رفتم حمام ، بيرون آمدم . عصر رضا قليخان مستشار آمد . ميرزا موسى طبيب دو برات چهل خروار سيورساتى كه زمان مأموريت سيستان حواله داشته و لم يصل مانده بود ، داد . خواهش كرد كه در قاين وصول كنم . قريب غروب فراش نواب و الا به احضارم آمد . معجلا رفتم . احكام مأموريت قاين را با حوالهء صد تومان خرجى راه داده تأكيد در رفتن به قاين فرمودند . پنج شش روز مهلت گرفتم كه تدارك سفر ديده شود . شرحى از حالت افغانستان فرمودند و سفارش كردند كه تحقيق حالات آنجا را كرده ، اطلاع بدهم . يك ساعت از شب رفته به منزل آمدم . روز پنجشنبهء پنجم . رفتم بازار ، اسباب سفر از زين ، يراق و غيره خريدم . رفتم تلگرافخانه . فصلى با ميرزا سليم سررشتهدار تلگرافخانهء طهران حرف زدم . از سلامتى متعلقين طهران و ميرزا محمود خان مطلع شدم . در باب ابتياع خانهء ميرزا رضا به او سفارش كردم ، گفت : اگر راضى مىشويد به دويست